ارتجاع در کمین انقلاب

ارتجاع در کمین انقلاب

میکروب‌ رجعت‌ یا ارتجاع‌، دشمن‌ بزرگ‌ هر انقلاب‌ است‌ که‌ به‌ درون‌ جوامع‌ انقلابی‌ نفوذ کرده‌ و در آن‌ رشد می‌یابد و دشمن‌ نیز با آگاهی‌ از این‌ حقیقت‌، برای‌ مشاهده‌ اثرات‌ این‌ میکروب‌ در کالبد سالم‌ و نیرومند نظام‌ اسلامی‌ به‌ انتظار نشسته‌ است‌. لذا هر چند اصل و گوهر و خط اصلی انقلاب […]

میکروب‌ رجعت‌ یا ارتجاع‌، دشمن‌ بزرگ‌ هر انقلاب‌ است‌ که‌ به‌ درون‌ جوامع‌ انقلابی‌ نفوذ کرده‌ و در آن‌ رشد می‌یابد و دشمن‌ نیز با آگاهی‌ از این‌ حقیقت‌، برای‌ مشاهده‌ اثرات‌ این‌ میکروب‌ در کالبد سالم‌ و نیرومند نظام‌ اسلامی‌ به‌ انتظار نشسته‌ است‌. لذا هر چند اصل و گوهر و خط اصلی انقلاب اسلامی سلامت خود را از آلودگی به این آفت حفظ کرده است، اما شاهد ریزش‌هایی در میان انقلابیون بوده‌ایم.
 مقوله آسیب شناسی انقلاب یکی از مباحثی است که در حوزه جامعه شناسی انقلاب‌ها مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. انقلاب همچون هر پدیده ای دارای آفاتی است که در صورت آلوده شدن به آن در معرض افول و بیماری قرار گرفته و جایگاه خود را متزلزل خواهد یافت. بسیاری از انقلاب‌ها در مسیر تداوم خود دچار آفت شده و خیلی زود از حرکت در مسیر آرمانی که طرحریزی کرده بودند، باز ماندند و به سرنوشت شوم سقوط و انحطاط محکوم شدند!

این نگرانی‌ها موجب شده تا رهبران نهضت‌ها و انقلاب‌ها به مثابه دیده‌بانان تیزبین حرکت، موانع پیش رو، خطرات و تهدیدات و  ضعف‌ها و آسیبها را شناسایی کرده و مستمر برای ملت و مسئولین گوشزد نمایند. چهل سالگی انقلاب اسلامی فرصت مناسبی است برای آنکه آفات و آسیب‌هایی که انقلاب را تهدید می‌کنند، مورد توجه و بررسی قرار گیرد.

در این میان ارتجاع یا بازگشت به عقب، آفت جوامعی است که توانسته‌اند در مسیر پیشرفت و تعالی قدم بردارند و از نعمات حاصله برخوردار شوند! و اینک در میانه راه بر اثر عواملی در مسیر واپس‌گرایی و بازگشت به عقب قرار می‌گیرند! به جای آنکه در برابر مشکلات ایستادگی کرده و شکرگذار نعمت‌های حاصله باشند. به واقع آفت ارتجاع و خطر رجعت به گذشته به مثابه عاملی برای انحطاط و نابودی آفتی است که می‌تواند دامن‌گیر انقلابیون و جوامع انقلابی شود!

ارتجاع از جمله آفاتی است که به شدت انقلاب‌ها را تهدید می‌کند. همه‌ی انقلابهای بزرگ تاریخ که آنها را می‌شناسیم – مثل انقلاب فرانسه، مثل انقلاب روسیه و انقلابهایی که در کشورهای آفریقا و آمریکای لاتین و جاهای دیگر اتّفاق افتاد- تقریباً بدون استثنا در سالهای اوّل عمر خودشان به این بلیه دچار شده‌اند.

انقلاب اسلامی و انقلابیون آن نیز در معرض این انحراف قرار داشته و هیچگاه از چنین تهدیدی مصون نبوده‌اند! به واقع میکروب‌ رجعت‌ یا ارتجاع‌، دشمن‌ بزرگ‌ هر انقلاب‌ است‌ که‌ به‌ درون‌ جوامع‌ انقلابی‌ نفوذ کرده‌ و در آن‌ رشد می‌یابد و دشمن‌ نیز با آگاهی‌ از این‌ حقیقت‌، برای‌ مشاهده‌ اثرات‌ این‌ میکروب‌ در کالبد سالم‌ و نیرومند نظام‌ اسلامی‌ به‌ انتظار نشسته‌ است‌. لذا هر چند اصل و گوهر و خط اصلی انقلاب اسلامی سلامت خود را از آلودگی به این آفت حفظ کرده است، اما شاهد ریزش‌هایی در میان انقلابیون بوده‌ایم.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در یکی از سخنرانی‌های‌شان به تفضیل این مقوله را مورد بررسی قرار داده و تاکید دارند: «ارتجاع متأسفانه به جوامع و ملتهایی مربوط است که در بهترین حالات معنوی و الهی هستند. یعنی به مردمِ دوران جاهلیت مربوط نیست، بلکه به مردمِ دوران اسلام مربوط است. چون اینها هستند که ممکن است این میکروب در مزاجشان اثر بگذارد. آن، یک بیماری است که مخصوص کشورها و ملتهایی است که با حرکتی عظیم، یک قدم به جلو برداشته‌اند و به تعبیر امروز، انقلاب کرده، به جایی رسیده و خود را به خدا نزدیک کرده‌اند. به تعبیر دیگر، آن بیماری، مخصوص کسانی است که خدای متعال به آنان انعام کرده است.» (۱۵/۱۰/۷۳)

توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که دشمنان انقلاب همواره انقلابیون را به واسطه پایبندی به اصول و تاکید بر آرمانها و ایستادگی و استقامت در اهداف و جهت‌گیریهای نهضت، متهم به واپس‌گرایی و مرتجع بودن متهم ساخته‌اند تا آنان را دچار انفعال کرده و زمینه واپس‌گرایی ایشان را فراهم آورند. این در حالی است که اتفاقا حیات و اساس حرکت انقلابی را باید در ایستادگی در اصول جستجو کرد! به واقع اصولگرایی و انقلابی‌گری نوعی پیشگامی و در تقابل با ارتجاع و واپس‌گرایی است که در نقش موتور حرکت جامعه انقلابی عمل می‌کند. با همین نگاه است که در طول سال‌های اخیر استکبارجهانی نهضتهای آزادی‌بخش اسلامی را متهم به واپس‌گرایی کرده و با تعبیر “بنیادگرایی” از آنان یاد می‌کند.

در همین راستا می‌توان از مرزبندی اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی به عنوان شاخصی یاد کرد که جریان انقلابی را از جریان ارتجاعی جدا می‌سازد. جریان ارتجاعی را می‌توان در قالب دو الگوی متفاوت دسته بندی کرد که به مثابه دو تیغه یک قیچی برای ذبح اسلام ناب عمل می‌کنند. قرائت اول؛ قرائت متحجرانه از اسلام ارائه می‌دهد و امروز در قالب اسلام داعشی – تکفیری و تشیع انگلیسی و … از خود رونمایی کرده است. قرائت دوم؛ قرائتی لیبرالیستی از اسلام است که روند تدریجی سکولاریزاسیون و نرمالیزاسیون را دنبال می‌کند که حاصل هر دوی آن نوعی ارتجاع و واپسگرایی است.

تعبیری چون “اسلام رحمانی”، به واقع همان صورت بندی اسلام لیبرالیستی است که از ابتدای انقلاب اسلامی توسط جریان‌های ملی گرا ترویج گردیده و خط امام را متهم به تحجر و ارتجاع کرده است. قرائت لیبرالیستی از اسلام امروز به محور تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن پس از پایان جنگ تحمیلی تبدیل شده است که در صورت‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دنبال شده که حاصل آن غرب‌گرایی است. این جریان مدتی است که تحت لوای اصلاح‌طلبی خط ارتجاع به غرب را دنبال می‌کند که دقت در این مقوله یکی از ملاحظات مورد تاکید رهبری در فرآیند بصیرت بخشی به جامعه اسلامی بوده است.

حاصل ارتجاع، پشیمانی و دست کشیدن از آرمان‌ها است که می‌تواند به نابودی نهضت اسلامی بینجامد. این در حالی است که جامعه انقلابی جامعه‌ای است که تحقق اهداف و آرمان‌های خود را دنبال می‌کند. چنین جامعه‌ای برای دست‌یابی به آرمان‌ها هزینه‌های فراوان مادی و معنوی داده و با تهدیدات و معضلات فراوانی مواجه گردیده است. طبیعی است که آرمان‌ها در چنین جامعه‌ای از ارزش و بهای ممتازی برخوردار باشد. حال اگر در این میان به تدریج تردیدهایی نسبت به آرمان‌ها ایجاد گردد، می‌توان گفت که آفت ارتجاع در جامعه ریشه دوانده است.

در برابر بیماری ارتجاع باید هوشیار بود و اجازه نداد تا انقلاب به تدریج از درون تهی گردد و این مهم با حفظ روحیه انقلابی ممکن خواهد بود!

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ مرتضی دخیلی