آزادی یا احساس آزادی

آزادی یا احساس آزادی

بین آزادی و احساس آزادی تفاوت زیادی وجود دارد. در حالی که در جامعه ایران آزادی در سطح بسیار بالایی وجود دارد رسانه های وابسته به دشمن سعی می کنند احساس نبود آزادی را در جامعه ایران ترویج دهند به گونه ای که علی رغم وجود آزادی های اساسی مردم این احساس را نداشته باشند. […]

بین آزادی و احساس آزادی تفاوت زیادی وجود دارد. در حالی که در جامعه ایران آزادی در سطح بسیار بالایی وجود دارد رسانه های وابسته به دشمن سعی می کنند احساس نبود آزادی را در جامعه ایران ترویج دهند به گونه ای که علی رغم وجود آزادی های اساسی مردم این احساس را نداشته باشند.

بی شک با وقوع انقلاب اسلامی یکی از مسائل مهمی که در جامعه ما اتفاق افتاد آزادی بود و البته از شعارهای محوری انقلابیون نیز آزادی بود. وقوع انقلاب اسلامی باعث شد که جوانان و روشنفکران و عموم مردم کشور اجازه پیدا کنند تا در مسائل مختلف اظهار نظر نموده و عمده‌ترین مسائل را که پیش از آن حتی اجازه صحبت درباره آنها را داشتند، مورد کنکاش و بررسی قرار دهند؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی تحرکات سیاسی، حضور و شرکت آزادانه در انتخابات و … شاید بتوان گفت که تلفیق آزادی و امنیت در دوران انقلاب اسلامی یکی از تفاوت های چشمگیر دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامی در ایران است.
با وجود تحقق آزادی در سطح بسیار بالایی در ایران که گاه و بیگاه در اظهار نظر دشمنان انقلاب اسلامی نیز بروز پیدا می کند اما دائم جمهوری اسلامی ایران توسط بدخواهان به نقض آزادی متهم می شود. این اتهام زنی های گسترده باعث شده است عده ای در در داخل کشور نیز تصور کنند در ایران آزادی وجود ندارد. این در حالی است که برخی کشورهایی که سطح آزادی در آنجا بسیار پایین است با این موضوع درگیر نیستند!
آزادی مدنی در کشورهای مدعی آزادی مثل فرانسه نیز در هاله ای از ابهام قرار دارد. مثلا در این کشور بیش از ۵ میلیون شهروند مسلمان زندگی می کنند که نه تنها هیچ نماینده ای در پارلمان ندارند، حتی در رفتارهای اجتماعی نیز با محدودیت زیادی مواجه هستند. ممانعت از ورود دختران مسلمان به مدرسه با پوشش اسلامی را می توان یک نمونه از آنها ذکر کرد. روژه گارودی اندیشمند و پژوهشگر شهیر فرانسوی به اتهام تحقیق در مورد هلوکاست محاکمه شد  و یا در آمریکا مواردی زیادی از نقض آزادی وجود دارد. در حالی که صدها شبکه تلویزیونی سیاست های آمریکا را دیکته می کنند اجازه فعالیت به یک شبکه انگلیسی زبان مثل پرس تی وی که اخبار و تحلیل های متفاوتی را عرضه می کرد داده نشد و این شبکه وابسته به ایران فیلتر شد. اجازه  زیر سؤال بردن اسرائیل در آمریکا به هیچ رسانه ای داده نمی شود و در حالی که یک درصد مردم آمریکا بیش از ۴۰ درصد درآمد این کشور را در اختیار دارند می بینیم با کنترل رسانه ها کاری می کنند که مردم احساس تبعیض نکنند و یا احساس نبود آزادی نداشته باشند به گونه ای که اعتراض به نبود آزادی در این کشورها گسترده نیست. با عمیق شدن در مفهوم آزادی در می یابیم که در بین آزادی و احساس آزادی تفاوت زیادی وجود دارد.
آزادی یا احساس آزادی
بسیاری از ملت ها علی رغم اینکه آزادی چندانی ندارند، ولی احساس آزادی می کنند. شاید کره شمالی را بتوان یکی از کشورهایی دانست که سطح آزادی های مدنی در آنجا بسیار پایین است ولی با کمال تعجب می بینیم که رهبران این کشور محبوبیت بسیار بالایی دارند و تظاهرات عمومی برای طلب آزادی وجود ندارد. برای به وجود آمدن بحران آزادی در یک کشور مثل ایران نیز باید احساس آزادی از بین برود و نه ضرورتا خود آزادی! این اتفاق با بهره برداری معاندین انقلاب اسلامی از فضای مجازی رخ می دهد. مدیریت احساسات و افکار عمومی راهبرد کلان غرب در قبال جمهوری اسلامی ایران است. امروزه بسیاری از روانشناسان معتقدند که انسان ها بر اساس احساس خود تصمیم می گیرند و با عقل خود آن را توجیه می کنند. اگر این فرض را درست بگیریم مدیریت تصمیم گیری بر اساس مدیریت احساسات انجام می شود. یعنی زمانی که مردم احساس کنند آزادی وجود ندارد بر به دست آوردن آزادی تصمیماتی می گیرند که این دسته از تصمیمات بر اساس عقل محاسبه گر نیست.
شبکه ها اجتماعی و فضای مجازی در تحقق این هدف خدمت بسیار بزرگی به غرب می کنند. نقش چند کانال تلگرامی و در مجموع پیام رسان تلگرام در اغتشاشات دی ماه ۹۶ بر کسی پوشیده نیست. اما سؤال اینجاست که این شبکه از چه طریقی احساس آزادی را از بین می برند؟ اقدامات نرم دشمن در این زمینه بسیار گسترده است و از همه شیوه ها و امکانات رسانه ای خود در این زمینه استفاده می کنند. شما کمتر کسی را می توانید مشاهده کنید که مخاطب دائمی شبکه های ماهواره ای و تلگرامی ضدانقلاب باشد و نسبت به وضعیت آزادی در جامعه ایران اعتراض نداشته باشد. بزرگنمایی و درحاشیه قرار دادن تحولات سیاسی بر اساس جهت گیری های مدیران این شبکه ها، شایعه پراکنی، دروغ گویی در مورد مسائلی که اثبات آنها به سادگی امکان پذیر نیست و … برخی از راهکارهای آنها برای تسلط بر این حوزه است.
بنابراین باید جلوی ابزارهایی که مسیر تفکر آزاد را منحرف می کنند و با فریب افکار عمومی و جابجایی حقایق به دنبال مدیریت تصمیمات ملت هستند را گرفت. قاعدتا بی اعتبار ساختن این دسته از رسانه ها را باید اولویت مقابله با این تقابل نرم دانست. تبیین مسائل و موضوعات اصلی مردم و پرهیز از حاشیه سازی و یا بازی در زمین دشمن از دیگر افداماتی است که نباید از آن غافل شد. رسانه های داخلی در این میدان نقشی حساس و مؤثر را ایفا می کنند.