حمایت از کالای ایرانی در سیره علما و مفاخر

حمایت از کالای ایرانی در سیره علما و مفاخر

حمایت از تولید ملی و کالای ایرانی، یکی از اساسی ترین روش های مقابله با نفوذ و استعمار دشمنان و تحریم های اقتصادی است که موجب تقویت و شکوفایی اقتصاد ملی نیز می گردد. علما و مفاخر ایران به ویژه در دوران معاصر، با پی بردن به فعالیت های استعماری دشمنان اسلام در زمینه اقتصادی، […]

حمایت از تولید ملی و کالای ایرانی، یکی از اساسی ترین روش های مقابله با نفوذ و استعمار دشمنان و تحریم های اقتصادی است که موجب تقویت و شکوفایی اقتصاد ملی نیز می گردد. علما و مفاخر ایران به ویژه در دوران معاصر، با پی بردن به فعالیت های استعماری دشمنان اسلام در زمینه اقتصادی، اقدامات ارزشمندی را نسبت به تقویت اقتصاد داخلی و حمایت از تولید ملی و تحریم کالاهای خارجی انجام دادند وراه را بر روی نفوذ بیگانگان بستند که نمونه های فراوانی از این موارد در تاریخ ذکر شده است.
درباره کریم خان زند نقل شده است که با وجود اهدای ظروف چینی از سوی نمایندگان انگلستان به او، کریم خان از همان ظروف مسی ساخت داخل کشور برای خوردن غذا استفاده می کرد. روزی یکی از بازرگانان به او گفت لایق خان این گونه ظروف چینی است، نه ظروف مسی. کریم خان زند با شنیدن این حرف بشقاب چینی را بر زمین زد و بشقاب تکه تکه شد. آن گاه بشقاب مس کاشان را خواست و بر زمین زد. بشقاب سالم ماند و کریم خان گفت: «سلاح مردم ایران این است و باید با همین ظروف مسی آشنا و به ساخته های کشور خود خرسند باشند تا تهیدست و درویش نشوند.»

امیر کبیر پرچم دار حمایت از تولید ملی

امیرکبیر افزون بر اقدام‌هایی که در جهت ایجاد پایه‌های آموزشی صنایع جدید در ایران برداشت، با حمایت از تولیدات بومی و نیز تشویق مردم به استفاده از کالاهای داخلی و تأکید بر تولیدکنندگان برای بالا بردن سطح کیفی محصولات خود و همچنین تشویق تولیدکنندگان برای تولید کالاهایی که منحصراً در خارج از ایران تولید می‌شدند، مانند سماور، بخاری و کالسکه در جهت کسب استقلال اقتصادی و رفع مشکلات کشور تلاش نمود.  [۱]

حاصل زحمات صدراعظم به قدری چشم‌گیر و بارز بود که موجبات نگرانی صاحبان صنایع جدید از جمله انگلیس را فراهم کرده و باعث شد که آن‌ها برای ممانعت از ورود ایران به عرصه رقابت، از فرستادن اهل فن و فروش کارخانه به ایران خودداری کنند. [۲]

میرزای قزوینی یکی از مهم‌ترین مسائل کشور و ریشه تمامی مشکلات را در انتشار اشیای غیر در ممالک محروسه و راه‌حل آن را نیز در قطع اشیای غیر در ممالک محروسه  معرفی می‌کند. [۳]

میرزا معتقد است که ورود تولیدات خارجی و مصرف آن در ایران افزون بر ضایع کردن صنعت بومی موجب خروج ارز از کشور و در نتیجه کاهش سرمایه‌های کشور برای ایجاد صنایع زیربنایی و مهم به منظور ساخت صنایع بنیادی در کشور و در پی آن نبود اشتغال و فقیر شدن و وابسته شدن مردم است . [۴]

میرزای قزوینی در ادامه با اشاره به محصولات و صنایع تولیدی ایران در شهرهای مختلف و سرنوشتی که در نتیجه ورود محصولات مشابه خارجی برای آن‌ها پیش آمده و آن‌ها را به نابودی کشانده، این مسئله را به عنوان یکی از مهم‌ترین موارد ضعف حکومت و عامل بدبختی و فقر مردم دانسته است.  [۵]

اگرچه حاصل تلاش‌های امیرکبیر در رشد صنعتی و افزایش تولیدات داخلی ایران مؤثر بود، ولی سرعت آن در دوره‌های بعد به شدت رو به کاستی نهاد و در دوره مظفرالدین شاه امتیازهای متعدد تجاری و بازرگانی به دولت‌های خارجی واگذار گردید که زمینه تسلط مجدد آن‌ها بر بازارهای ایران را فراهم نمود.

با این حال در این دوره نیز کارخانه‌های چندی افتتاح گردید و به دلیل تجربه به دست آمده از دوره ناصرالدین شاه، شاهد حمایت و تشویق گسترده برای استفاده و رشد تولیدات داخلی هستیم، به طوری که در دوره مظفرالدین شاه و با تأسیس کارخانه نساجی در اصفهان، علمای بسیاری با ارسال نامه‌های متعدد و نوشتن یادداشت‌هایی در حمایت از این اقدام شاه و قدردانی از بابت توجه به تولید داخلی، مردم را به استفاده از تولیدات پارچه داخلی و ممانعت از مصرف محصولات خارجی تشویق نمودند.

میرزا تقی خان امیر کبیر صدر اعظم شهید ایران در دوره قاجار را باید از پیشگامان حمایت از تولیدات داخلی و کالاهای ایرانی دانست. امیر معتقد بود که ایران نباید بازار فروش کالاهای خارجی باشد. بلکه باید اساس اقتصادمملکت را بر تهیه این کالاها در داخل کشور مبتنی نمود. این کار احتیاج به سرمایه و کارگر فنی و مدیریت اصولی داشت و این هر سه عامل در ایران آن روز تا حدی موجود بود. اما مانع اساسی چنین تحولی یعنی جانشین ساختن تدریجی صنایع دستی متوسط با صنایع ماشینی. ضدیت صریح استعمار خارجی بود که امیرکبیر این عامل عمده را نیز خلع سلاح کرد.
میرزا تقی خان به منظور بسط صنایع. سرمایه کافی در اختیار اهل فن گذاشت و کارخانجات شکرریزی در ساری و ریسمان ریسی و چلوار بافی در تهران و حریر بافی در کاشان و سماور سازی و کالسکه سازی در اصفهان و تهران تاسیس کرد. وی با تشویق استادان در ایجاد مسنوجات و مصنوعات جدید و انجام اختراعات در این زمینه ها در اصفهان و کاشان اقدام به تاسیس کارخانه ها ماهوت سازی و دادن دستورات لازم در این خصوص به نماینده ایران در اتریش و صدور امریه ای مبنی بر ایجاد نمایشگاهی از محصولات صنعتی ایران در تهران کرد که همه اینها علامت درک صحیح امیر کبیر از قوانین درونی اقتصاد سرمایه داری که در جهت نابود ساختن صنایع یدی عمل میکرد، است. او عده زیادی از خبرگان و استادکاران را برای آشنایی با فنون و صنایع جدید به مسکو و پطرزبورگ فرستاد. اینها پس از بازگشت به ایران کاغذ گرخانه اصفهان. بلور سازی تهران و کارگاه های چدن ریزی و نساجی را در ساری بوجود آوردند.
از سوی دیگر در پرتو حمایت و هدایت امیر رشته هایی از صنایع دستی که قابلیت توسعه را داشتند چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت و مرغوبیت در راه تحولات اساسی افتادند. چنانکه شال های کرمانی معروف به شال امیری به چنان نفاستی از بافت و از لحاظ جنس رسید که از شال های کشمیری پیش افتاد و شال جوغان پشمین مازندران که به دستور امیر بجای ماهوت خارجی به لباس سربازان اختصاص یافت تولید وسیع و با ارزشی پیدا نمود.
امیرکبیر با توسعه و نفوذ سرمایه گذاری خارجی مخالف بود. زیرا او خوب می دانست که با سرمایه گذاری خارجی و اصولا نفوذ سرمایه خارجی به هر نحو در اقتصاد مملکت به منزله تملک تدریجی منافع اقتصادی و بازارهای تجارت داخلی است و سرانجام موجب اسارت و استعمار خواهد گردید. چنانکه بعدها همانطور هم شد. این ادراک صحیح از فرمانی استنباط می گردد که این مرد دانا و توانا در مورد استخراج معادن ایران صادر کرد و خارجیان را از مداخله در این مورد ممنوع نمود. اما افسوس که دشمنان، اجازه ندادند این فرزند لایق ایران زمین به اصلاحات خود و قطع دست بیگانگان از این خاک پاک ادامه دهد و در نهایت او را مظلومانه در حمام فین کاشان به شهادت رساندند.
 


در آغاز استقرار مشروطیت انگلستان و روسیه درصدد برآمدند از ضعفِ اقتصادی دولت بهره برند و با دادن کمکهای مالی پایه های نفوذ خود را محکم تر کنند; از این روی توسط ایادی خود در مجلس و دولت انتشار دادند: «چون کار دولت پریشان و نیاز به چهار کرور پول دارد و در صورت نرسیدن فوری دو کرور آن تمام ادارات دولتی از کار خواهند افتاد دو دولت انگلیس و روس پذیرفته اند که به دولت ایران وام بدهند امّا با این شرایط که پول با نظارت آنان مصرف شود و گمرگ شمال و جنوب و پستخانه و تلگرافخانه به ضمانت در نزد آن دو دولت باشد.»
این پیشنهاد که مقدمه وابستگی به بیگانگان بود و دست اندازی به اقتصاد ایران به شمار می آمد با مخالفت شدید علماء روبه رو شد.
از جمله علمای عراق به آیت الله شیخ محمد باقر بهاری همدانی مجتهد همدان ماموریت دادند به تمام سفارتخانه ها اعلام دارد که دولتهای بیگانه حق استقراض به شاه را ندارند و مسؤولیت این کار بر عهده خود آنان خواهد بود.
علمای ایران پیشنهاد کردند که برای رفع نیازمندیهای دولت از مردم استمداد شود و بانک ملی تشکیل گردد. مردم تشویق شوند تا سرمایه های خود را به بانک تحویل داده و سهام دریافت بدارند.
علما و طلاب در این حرکت ملی جلودار شدند تا جایی که: طلاب برای مقابله با استقراض خارجی کتابهای خود را فروختند.
پس از قرار داد ننگین ۱۹۰۷ که ایران را به دو منطقه تحت نفوذ انگلیس و روسیه تقسیم می کرد، یکی از راه هایی که علما برای مقابله با نفوذ و دخالت بیگانگان به کار بردند، حمایت از تولید ملی و تحریم کالاهای خارجی بود.
در اصفهان آیت الله آقا نجفی اصفهانی با سخنان آگاهی بخش مردم را به خطرهای این قرارداد ذلت بار هشدار داد و مبارزه ای منفی علیه بریتانیا آغاز کرد.
او به مردم سفارش کرد: کالاهای انگلیسی را نخرند و به جای آن از تولیدهای داخلی استفاده کنند. راهی که با موفقیت در زمان میرزای شیرازی (ره) در مبارزه با کمپانی رژی و تحریم تنباکو تجربه شده بود.
در گزارش سفیر بریتانیا آمده است: آقا نجفی روزی در مسجد شرح مفصلی از فوائد متروک داشتن اقمشه اروپایی بیان نمود و می گفت: او و سایر علما از این به بعد به ترک منسوجات فرنگی خواهند کوشید.
علمای شیراز نیز در اعتراض به این کار خرید و فروش کالاهای اروپایی را حرام اعلام کردند.
یکی دیگر از ابعاد مبازه علما با نفوذ اقتصادی و استعماری بیگانگان، تاسیس شرکت اسلامیه برای تولید کالاهای داخلی به منظور بی نیازی از مصرف کالاهای خارجی بود.
شرکت اسلامیه شرکتی سهامی عام و یکی از نخستین و مهمترین کارخانه هایی بودکه در دوران قاجار با هدف تأمین منسوجات مورد نیاز مردم ایران و مقابله با وابستگی به خارج، با تلاش و حمایت اغلب بازرگانان و علمای اصفهان، کاشان و شیراز به ویژه آیت الله آقانجفی و آقا نورالله نجفی اصفهانی در فروردین ۱۲۷۸ شمسی تأسیس شد.
شرکت اسلامیه به سرعت با استقبال گسترده مردم در خرید سهام و همچنبن محصولات خود مواجه شد و به تدریج شعبه هایی در بسیاری شهرها و همینطور در خارج از ایران ایجاد کرد. این شرکت اولین تلاش در صنعت مدرن در ایران خصوصا در زمینه نساجی بود ولی به فعالیت صرافی نیز اشتغال داشت و یکی از زمینه های تاسیس بانک و بانکداری و سهام در ایران به شمار می رود.
علما که خود در راه اندازی و تدوین اساسنامه آن حضور داشتند در ادامه به تلاش جدی برای تحریم کالاهای ساخت خارج و استفاده از کالاهای ایرانی پرداختند.
سید جمال الدین واعظ اصفهانی از خطبای دوره مشروطه، کتابی به نام «لباس التقوی» در دفاع از راه اندازی این شرکت نوشت و علمایی همچون آیت الله سید کاظم یزدی صاحب عروه، آیت الله العظمی سید اسماعیل صدر عاملی، آیت الله شربیانی، میرزا محمد حسن مامقانی و ملا فتح الله اصفهانی بر آن مهر تایید زدند.
آخوند خراسانی (ره) در ۱۳۱۵ ق به دعوت تنی چند از علمای ایران، همراه با گروهی دیگر از مراجع تقلید فتواهایی در تحریم کالاهای خارجی و حمایت از کالاهای داخلی و به منظور رفع نیاز کشور به بیگانگان صادر نمود و در تأیید «شرکت اسلامیه»، علاوه بر خرید منسوجات آن، بر کتاب لباس التقوی، واعظ هم تقریظی نوشت: «بر مسلمان لازم است که لباس ذلت [تولید خارج] را از تن بیرون کنند و لباس عزت [ساخت داخل] را بپوشند.» همچنین در نامه ای به مظفرالدین شاه، او را به حمایت از این شرکت تحریض نمود.
یکی دیگر از موارد تلاشهای علما و مفاخر ایران زمین برای تقویت تولیدات داخلی و نفی استفاده از اجناس خارجی، عهدنامه سیزده تن از علمای اصفهان است که در بخشهایی از آن آمده است:
«این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن الملک، متعهد و ملتزم شرعی شده ایم که:
اولاً- قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذ های دیگر بنویسند، مهر ننموده و اعتراف نمی نویسیم.
ثانیاً- کفن اموات اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا دیگر پارچه های غیر ایرانی باشد، متعهد شده ایم بر آن میت، ما نماز نخوانیم.
ثالثاً- حرام نمی دانیم لباس های غیر ایرانی را، اما ما ملتزم شده ایم حتی المقدور بعداز این تاریخ لباس خود را از منسوج ایرانی بنماییم.»
به دنبال این قرار داد، علمای دیگر هم با صدور اعلامیه به آن پیوستند و این به گونه ای بود که دولت انگلستان را به عکس العمل واداشت و چارلز مارلینگ، کاردار سفارت انگلیس به میرزا حسن خان مشیرالدوله(وزیر امور خارجه ایران) در نامه ای نوشت:
«جناب مستطاب… از اصفهان به دوستدار اطلاع رسیده که در کار ترتیبی هستند که نگذارند استعداد اروپایی!!! به فروش برسد و به خریداران ایرانی که اهمیت دارند، اعلام کرده اند که به کلی ترک معامله نموده و به مهلت چهار ماهه محاسبات خود را با تجارت خانه های اروپایی قطع کنند. . . . چون مبلغ زیادی سرمایه ی انگلیسی در این کار است، اگر این کار غیر صحیح را بگذارند امتداد پیدا کند، به سرمایه مزبور خطر فاحش وارد خواهد آمد. از جناب مستطاب عالی خواهشمندم مقرر احکام لازمه به کارگزاران اصفهان صادر شود که از اقدامات فتنه انگیز این اشخاص فورا دارند!»
آیت الله العظمی آخوند ملاحیسنقلی همدانی (ره)یکی از بزرگترین عارفان عصر حاضر است که دهها نفر از خرمن علم و معرفت ایشان خوشه برچیده و خود به یکی از بزرگان عرفان اسلامی تبدیل شده اند. گرچه آن بزرگوار در زمینه عرفانی شناخته شده اند اما در زمینه سیاسی نیز صاحب نظر و عمل بوده اند که متاسفانه بدانها پرداخته نشده است.
آیت الله سید عبدالحسین لاری که خود نیز از علمای مبارز معاصر است، روش و منش استادش آخوندهمدانی را چنین نقل می کند:
«او از کلیّه مجلوبات از بلاد کفره اجتناب می فرمود و قند و چای و دخانیات را استعمال نمی کرد. آن عارف سالک مکرّر می فرموده که من راضی نیستم کسی به حوزه درس من حاضر شود مگر آن که متّقی باشد یا مجاهد و بر اثر این اعلام تهدیدآمیز بعضی از آقایان حضور در مجلس درس وی را ترک کردند.»
حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی درباره شهید آیت الله سید حسن مدرس می فرمایند: «در آن وقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود؛ کرباسی که باید از خود ایران باشد می پوشید.»
 

آیت الله مرعشی و حمایت کالای ملی

بزرگان این سرزمین هنوز خیلی پیش از آنکه نامی از سال حمایت از کالای ایرانی باشد، ضرورت استفاده از کالاهای تولید داخل را دریافته بودند،‌ آیت‌الله مرعشی نجفی از نمونه همین مردان خدای‌گونه است که داستان نرفتنش به حج به‌خاطر عدم استطاع مالی زبانزد خاص و عام ایرانیان و حتی غیرایرانیان شده است.

این روحانی بزرگوار درباره لباسش می‌گفت: از روزی که من خود را شناختم، یک ذره لباس خارجی مصرف نکردم.

ایشان هر چه لباس می‌پوشید، ساخت داخل بود، روزی خیاطشان گفته بود: آقا دکمه‌ای که ما می‌گذاریم از خارج می‌آید، و ایشان در پاسخ تأکید کرده بود که اگر کالایی غیر ایرانی است استفاده نکنید، به جایش‌از همین قیتان‌هایی که ساخت ایران هست، دکمه درست کنید تا دکمه آن هم خارجی نباشد.

ضرورت توجه به امری با اهمیت مصرف تولید ملی زمینه‌ساز و بستر ساز ایجاد خلاقیت و فرصت‌های فراوان شغلی در کشور است که با تحقق آن جوانان شاغل می‌شوند و مشکل‌های اقتصادی یکی پس از دیگری از دامنه زندگی مردم رخت بر می‌بندند.

بیانیه جمعی از علمای اصفهان (در یک قرن پیش):

بر کسی که کفنش از پارچه ایرانی نباشد، نماز نمی‌خوانیم

بعد از تسبیح و تحمید؛ این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن الملک متعهد و ملتزم شرعی شده‌ایم که مهما امکن(تا حد امکان) بعد ذلک تخلف ننمائیم، فعلا پنج فقره است:

اولا: قبالجات و احکام شرعیه، از شنبه (۱۴ جمادی الاول) به بعد باید روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شد، اگر بر کاغذ‌های دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمی‌نویسیم، قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضاء نمی‌نماییم. حرام نیست کاغذ غیرایرانی و کسی را مانع نمی‌شویم، ماها با این روش متعهدیم.

ثانیا: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه دیگر ایرانی باشد، متعهد شده‌ایم، بر آن میت ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلوه بر آن میت بخواهند، ماها را معاف دارند.

ثالثا: ملبوس مردانه جدید که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می‌شود، قردادیم مهما امکن هر چه بدلی آن در ایران یافت نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم لباس‌های غیر ایرانی را، اما ماها ملتزم شده‌ایم، حتی‌المقدور بعد از  این تاریخ ملبوس خود را از نسج ایرانی بنماییم، تا بعین ماها نیز کذلک. و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد، آنچه از سابق پوشیده داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن.

رابعا: میهمانی‌ها بعد ذلک، ولو اعیانی باشد، چه عامه چه خاصه، باید مختصر باشد؛ یک پلو و یک چلو و یک خورش و یک افشره، اگر زائد بر این کسی تکلف دهد، ما را به محضر خود وعده نگیرد، خودمان نیز به همین روش میهمانی می‌نمائیم، هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.

خامسا:‌ وافوری و اهل وافور را احترام نمی‌کنیم و به منزل او نمی‌رویم. زیرا که آیات باهره (ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین – و لاتسرفوا ان الله لایحب المسرفین – و لاتلقوا بایدیکم الی التهلکه) و حدیث: (لا ضرر و لاضرار). ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و مُسری است و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده، بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری است، به نظر توهین و خفت می‌نگیریم.

امضای آقایان کرام و علماء‌ فخام کثرالله امثالهم:

۱-      ثقه‌الاسلام آقای حاج‌آقا نورالله. ۲ – حسین بن جعفر الفشارکی، ۳ – حجهالاسلام آقانجفی، ۴- شیخ مرتضی اژه، ۵ – آقا میرزا محمدتقی مدرس، ۶- حاجی سیدمحمد باقر بروجردی، ۷- آقا میرزا علی محمد، ۸- حاجی میرزامحمد مهدی جویباره، ۹- سیدابوالقاسم دهکردی، ۱۰- حاجی سیدابوالقاسم زنجانی، ۱۱- آقامحمد جوادقزوینی، ۱۲- سیدمحمد رضا شهیر به آقا میرزای مسجدشاهی، ۱۳ – حاجی آقا حسین بیدآبادی

سید جمال الدین اصفهانی و حمایت ازکالای ملی

سید جمال‌الدین اصفهانی در بیانات خود به صورت ریشه‌ای پایه‌های رشد یک کشور را مورد تحلیل قرار داده است. این عالم ریزبین و نکته سنج، متذکرانه در صدد هوشیار نمودن مردم است در جایی می‌گوید:

«هان، هان،‌ای دوستان و برادران! لختی سر از خواب غفلت بردارید و از بی‌هوشی به خود آیید و حجاب را از دیده براندازید و عقل و علم را پیش رو و هادی خود نمایید و کمی به هر طرف نظر دقت و اعتبار افکنید… .

ملاحظه کنید که دشمنان دین و مملکت از هر جهت، اطراف و اکناف مسلمین را احاطه نموده، راه کسب و تجارت را از هر سو بر ایشان مسدود کرده و به الوان امتعه خود، ما را چون اطفال بازی داده، هر دم به رنگی و هر ساعت به نیرنگی، چنگال نفوذ خود را در بلاد اسلام محکم بند نموده… و بازار مسلمین مملو به امتعه فرنگستان و البسه کافرستان [شده است].

تجار جز عمل امتعه کفار نکنند و اهالی دین، جز البسه خبیثه در بر ننمایند… آخر لختی تفکر کنید و تعمق نمایید و در شوکت اسلام نگرید که چه بود حدود مملکت اسلامی از منتهای آفریقا تا پشت دیوار چین؟

دشمنان دین از شنیدن نام پادشاه اسلام، لرزه بر اندام [شان می‌] افتاد… وا اسفا چگونه فرنگیان بر ما مستولی شدند، راه کسب و تجارت را از مسلمین گرفتند و به همین جهت پریشان و دستگیر خود نمودند؟»  [۶]


پی نوشت ها :

[۱] . فریدون آدمیت، امیرکبیر و ایران (تهران: خوارزمی، ۱۳۸۵)، چاپ نهم، ص۳۹۰-۳۹۵

[۲] . فریدون آدمیت، امیرکبیر و ایران (تهران: خوارزمی، ۱۳۸۵)، چاپ نهم، ص۳۹۰

[۳] . محمد شفیع قزوینی، قانون قزوینی، به کوشش ایرج افشار (تهران: فجر اسلام، ۱۳۷۰)، ص۳۷

[۴] . محمد شفیع قزوینی، قانون قزوینی، به کوشش ایرج افشار (تهران: فجر اسلام، ۱۳۷۰)، ص۳۹-۴۵

[۵] . محمد شفیع قزوینی، قانون قزوینی، به کوشش ایرج افشار (تهران: فجر اسلام، ۱۳۷۰)، ص۴۹-۵۳

[۶] . مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه، ج۲، صص۱۰۴-۱۰۲٫

منبع :

۱٫      شبکه اجتهاد

۲٫      فارس نیوز

۳٫      پایگاه اطلاع رسانی یاسین