افراد از گفت وگو خسته شده اند که به سمت سگ رفته اند/ حرف شنوی حیوانات، پایشان را به زندگی انسان ها باز کرد حجت الاسلام حسین خشنودی، مبلغ حوزوی:

افراد از گفت وگو خسته شده اند که به سمت سگ رفته اند/ حرف شنوی حیوانات، پایشان را به زندگی انسان ها باز کرد

یکی از مهم ترین دلایل برقراری این ارتباط را می توان خسته شدن گوش انسان جدید از گفت‌وگو و دیالوگ دانست.

حجت الاسلام حسین خشنودی، مبلغ حوزوی در گفت وگو با خبرنگارصالحین درباره دلایل تمایل برخی خانواده ها برای نگهداری حیواناتی مانند سگ، بیان داشت: یکی از مهم ترین دلایل برقراری این ارتباط را می توان خسته شدن گوش انسان جدید از گفت‌وگو و دیالوگ دانست. انسان دوره ما به دلیل تنهایی حادث شده بر وجودش (تنهایی وجودی، اگزیستانسی) دیگر حال و رغبت و حوصله دیالوگ ندارد و صرفاً می خواهد به پاسخ ها دست یابد و نیّاتش را محقق مقابل چشمش ببیند. عدم دیالوگ پذیری یکی از دلایل مهم ورود حیوانات در زیست جهان آدمی شده است چرا که آدمی با حیوانات صرفاً امر و نهی دارد و حیوان در واقع گوش دربستی در اختیار صاحبش است.
وی اضافه کرد: گرایش انسان برای زندگی با حیوانات دلایل دیگری هم دارد و از جمله آن باید به زندگی اصیل سنتی انسان «در طبیعت» و «با طبیعت» و «برای طبیعت» اشاره کرد. انسان جدید هنوز فراموش نکرده است که در ادوار گذشته در «کنار» و «درون» و «با» طبیعت و اجزای آن زندگی می کرد و گویی طبیعت و آدمی جزئی از یکدیگر بودند. این ارجاع تاریخی انسان جدید به عالم سنت اش خاطره ای است که در اذهان مانده و در زیست جهان صنعتی و خشک امروز آدمی را به نگهداری حیوانات و بازگشت تا حدودی به زندگی پیشینش ارجاع می دهد. انسان جدید با گرایشاتی مانند گرایش به حیوانات و زندگی با آنها می کوشد تا بار دیگر به زندگی پیشینش که در آن مناسبات نزدیکی میان حیوان و انسان بود ورود کند.
حجت الاسلام خشنودی تأکید کرد: اما گویی بی خبر است از اینکه این ورود هیچگاه نمی تواند خاطره سنت را باز تولید کند چرا که «عالم» امروز تغییر یافته است و اجزای پازل زندگی جدید مانند زندگی پیشین نیست و هیچگاه سگ گله ای که از دل دشت بیرون آمده و به برج بزرگی در دل شهر منتقل شده دیگر نمی تواند سگ گله باشد بلکه آن سگ هم هویتش ضمن همین انتقال به عالم جدید تغییر کرده است. هواداران حقوق جانوران بر این باورند که ایجاد درد و رنج برای جانوران نادرست است و جانوران نباید خورده شوند، در باغ وحش‌ها اسیر و زندانی باشند، در تحقیقات دردناک، یا هر نوع تحقیقات دیگری از آنها استفاده شود و خصوصاً اینکه نباید برای توسعه زندگی انسان‌ها به محیط زندگی آنان تجاوز شود. آنها معتقدند که جانوران دارای حقوق قانونی و اخلاقی معینی هستند که شامل حق آسیب و آزار ندیدن نیز می‌گردد. این تعریفی است که از حقوق جانوران شده است، از هر زاویه ای که بنگریم این حقوق متعلق به حیوانات نیست و در این میان این انسان است که می کوشد تا با کلمات برای حیوانان قوانینی وضع کند و به مثابه یک سوژه او را مورد واکاوی قرار می دهد برایش مسیری قرار دهد.
مبلغ دینی اظهار داشت: لذا از این وجه هر چه که امروزه در دنیا با عنوان حقوق جانوران مطرح می شود اسم جدیدی است بر سوبژکتیویسم انسان جدید و از همین روست که نه تنها حیوان آزاری در دنیا کم نشده بلکه انسان در عصر ما سالانه هزاران و شاید میلیون ها جاندار را می کشد و بعضی هاشان را منقرض می کند. توجه به همین انقراض هم جای تامل بسیاری دارد.جدا چطور گونه ای از موجودات این عالم (انسان) توانست گونه و انواع دیگری را از چرخه عالم وجود بیرون بیاندازد؟ ما چطور توانستیم بعضی جانداران را از صحنه وجود حذف و منقرض کرده و به عکس و خاطره تبدیل دهیم؟
وی در پایان خاطرنشان نمود داشت: چرا انسان معاصر بیش از گذشته دلبسته حیوانات است؟ و چرا آدمی به جای حضور همجنس و هم نوع اش، سگ یا حیوانات مشابهی مانند آن را به عنوان رفیق و همدم بر می گزیند؟ چه بر سر انسان این دوره از تاریخ آمده که سگ گله را از کوه و دشت به درون ساختمانی شهری آورده و او را نیز مجبور به زندگی شهری ساخته و از او می خواهد تا همدمش شود؟ ما چطور توانستیم بعضی جانداران را از صحنه وجود حذف و منقرض کرده و به عکس و خاطره تبدیل کنیم؟
انتهای پیام/
راستگردانی