مناسبات حفظ حجاب و عفاف از منظر قرآن کریم و تعالیم روایی

مناسبات حفظ حجاب و عفاف از منظر قرآن کریم و تعالیم روایی

حجاب و عفاف تا آنجا که در حریم زندگی خصوصی افراد است، امری فردی و خصوصی محاسبه می شود و کسی نمی ‌تواند در باب آن دخالت و یا تجسس کند؛ اما اگر به امر اجتماعی مبدل شود و با حقوق دیگران ارتباط پیدا کند، حکومت می تواند ورود کند.

به گزارش صالحین،حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم ترخان، استاد حوزه و دانشگاه، در یادداشتی به بررسی «مناسبات حفظ حجاب و عفاف از منظر قرآن کریم و تعالیم روایی و تفاوت این دیدگاه، در جامعه اسلامی ایران و سایر بلاد و جوامع اسلامی» پرداخته که در ادامه مشروح این یادداشت از نظرتان می گذرد.

حجاب و پوشش زنان و دختران، یکی از دستورات صریح دین مبین اسلام است که باید بیان کرد: این دستور، در دیگر ادیان الهی نیز، بیان شده است. حجاب و پوشش زنان، به حدی اهمیت و جایگاه دارد که در قرآن کریم و بسیاری از روایات، مطرح و محدوده آن بیان شده است.

خداوند متعال در سوره  مبارکه نور در این باب می فرمایند:«وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ» یعنی «ای پیامبر(ص)؛ به زنان مؤمنه بگو؛ که چشمان خود فرو گیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینت های خود را جز آن مقدار که پیداست، آشکار ننمایند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینت های خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود و یا … و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا، آن زینت که پنهان کرده اند آشکارگردد».

در این آیه شریفه به وجوب، پوشانیدن تمام زینت ها و سر و گردن در برابر نامحرمان، برای بانوان تصریح شده است.

بسیاری معتقد هستند که صورت و دست ها از مچ به پائین (وجه و کفین)، از حکم وجوب حجاب استثنا شده اند و در آیه هم، قرائنى بر این استثنا وجود دارد؛ از جمله:

الف: استثنای زینت ظاهر در آیه فوق، خواه به معنى محل زینت باشد یا خود زینت، دلیل روشنى است بر اینکه پوشاندن صورت و کفین، لازم نیست.

ب: مفهوم دستور آیه نورانی فوق، در مورد انداختن گوشه مقنعه و روسری به روى گریبان که منظور، پوشانیدن تمام سر و گردن و سینه ها است و سخنى از پوشانیدن صورت در آن نیست؛ قرینه دیگرى بر این مدعا است. شواهد تاریخى نیز نشان مى‏دهد که، نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام نیز، جنبه عمومى و همگانی نداشته است.

ائمه معصومین (ع) نیز در روایات متعددی، در توضیح و تفسیر این آیه شریفه، مقدار لازم حجاب و پوشش واجب را برای بانوان بیان نموده اند.

فضیل یسار، یکی از یاران امام صادق (ع)، روایت می نماید که، از امام صادق(ع) سؤال نمودم: آیا ذراعین، از مچ تا آرنج دست زنان، از زینتی است که خداوند فرموده است، نباید آن را برای غیر شوهران ­شان آشکار نمایند؟ حضرت صادق(ع) در پاسخ فرمودند: «بله و آنچه از بدن از خمار؛ روسری یا مقنعه، پائین تراست از زینت بانوان محاسبه می گردد.»

همچنین مسعده بن زراره، از امام صادق(ع) نقل می نماید که: وقتی از آن حضرت(ع)، درباره زینتی که زن می تواند آشکار نماید، سؤال شد؛ فرمودند: «صورت و دو کف دست.»

البته باید در بررسی این مبحث، به دو نکته مهم و اساسی توجه داشت:

۱ـ از نظر اسلام، پیدا بودن صورت زن، در صورتی اشکال ندارد که، بدون آرایش یا همراه با آرایش های خیلی جزئی که در عرف زینت به حساب نمی آید، باشد و مفسده ای را هم به همراه نداشته باشد.

۲ـ در مواردی که بیان می شود که پوشیدن وجه و کفین لزومی ندارد، به این معنا نیست که نگاه و نظر به آن از طرف مرد، اشکالی ندارد؛ چون ملازمه ای بین آن دو نیست و آنچه در اینجا بدان پرداختیم مسئله اول است.

بنابراین، تشریع و قانونمند شدن حجاب بانوان و تعیین محدوده آن، بر عهده شارع مقدس اسلام «خداوند متعال و پیامبر اکرم (ص)»، قرار گرفته که این امر نیز به خوبی به انجام رسیده است. آنچه فی الحال، بر عهده حکومت ها و نظام های اسلامی است، اجرای دقیق دستورات اسلام در همه زمینه ها و مخصوصاً در باب حجاب و پوشش بانوان، به خاطر تأثیر آن در سلامت اخلاقی جامعه و استحکام بنیان خانواده ها است.

حجاب و عفاف تا آنجا که در حریم زندگی خصوصی افراد است، یک امر فردی و خصوصی محاسبه می گردد و کسی نمی ‌تواند در باب آن دخالت کرده و یا تجسس کند؛ ولی آنگاه که به یک امر اجتماعی مبدل می شود و با حقوق دیگران ارتباط پیدا می کند، حکومت و حاکم، می توانند از باب نهی از منکر و صیانت از اخلاق و معنویت جامعه، حجاب را الزامی نمایند و برای آن نیز، مجازات و حدودی را معین نمایند.

بی حجابی از محرمات الهی محسوب می گردد و طبق قاعده و شرع، هر فعل حرامی، قابل تعزیر است و تعزیر نیز با نظرِ حاکم است؛ یعنی از دیدگاه فقهی، حاکم شرع می تواند برای جلوگیری از گسترش محرمات الهی و بخصوص  بی حجابی و بی عفتی، مجازات وضع نماید.

متأسفانه، هم اکنون، بسیاری از دولت های اسلامی، در این زمینه کوتاهی می کنند و نتیجه این رویه، همانا گسترش فساد اخلاقی، افزایش بی رویه طلاق و… است که در جوامع اسلامی، به خوبی این معضلات، قابل مشاهده هستند.

شما داستان غم بار اندلس سابق و اسپانیای امروز را شنیده ‌اید و حرص و ولع مراکز استعماری را برای شیوع اخلاق جنسی غرب، در بین مسلمین را ملاحظه نموده اید!!؛ آیا اگر زنان و دخترهای زیباروی طناز، به بازار جوانان پاک و اما پر از غریزه و هیجان و شهوت درآیند و متاع جمال و نمای خود را، در چشم و خیال حساس آنان به حراج بگذارند و از آنان دلربایی نمایند، جلوگیری از این افعال قبیح، دخالت در حریم شخصی افراد، محاسبه می گردد؟ مسلماً دراین رویکرد، دخالت حاکمیت اسلامی، به عنوان آمر به معروف و نگهبان سلامت اخلاق و معنویت دینی جامعه، امری است لازم و ضروری که، البته می بایست دقت و توجه داشت که این مناسبات می بایست، به دور از افراط و تفریط صورت گیرند.

البته باید بیان داشت که از دیرباز تاکنون، در ایران اسلامی و بسیاری از کشورهای اسلامی منطقه، بحمدالله زنان مسلمان خود، مدافعان واقعی و دلبسته گان حقیقی حجاب و عفاف، البته با مراتب مختلف آن، بوده اند و همچنان خواهند بود و چنانچه در تاریخ دیده اید و یا مطالعه نموده اید؛ در مقابل کشف حجاب رضا خانی و فرزندش در ایران، مقاومت ها و پایداری ها نموده اند و هم اینک ما، هر روزه شاهد صحنه های بسیار زیبایی، از مقاومت زنان مسلمان، در دفاع از حجاب اسلامی، حتی در کشورهای غیر مسلمان و مدعی آزادی، هستیم. کشورهای غیر مسلمان و مدعی آزادی ای که، به بهانه های واهی، از حضور زنان محجبه و مؤمنه، در مجامع علمی و دانشگاهی جلوگیری می نمایند.

منبع:شبستان