علت اعتراض یا سؤ ال فرشتگان

علت اعتراض یا سؤ ال فرشتگان

فرشتگان به چه دلیل و با چه سابقه اى انسان را به فساد در زمین و جنگ و خون ریزى مت ت هاىّکامشان پرسش بود یا اعتراض ؟ در این مورد نظریات گوناگونى ابزار شده است . در روایات ائمه دین (ع ) نیز عل مختلفى براى آن ذکر شده که از مجموع آن ها به دست مى آید که این سخن ، اعتراض به خدا و عیب جویى بر آدمیان فرمان بردار خدایند که حتى فکر گناه و نافرمانى هم به ذهنشان خطور نمى کند، بلکهِنبوده است ، زیرا فرشتگان بندگان منظورشان کشف حقیقت واطاع از حکمت این آفرینش بوده است .

به نقل از صالحین، فرشتگان به چه دلیل و با چه سابقه اى انسان را به فساد در زمین و جنگ و خون ریزى مت ت هاىّکامشان پرسش بود یا اعتراض ؟ در این مورد نظریات گوناگونى ابزار شده است . در روایات ائمه دین (ع ) نیز عل مختلفى براى آن ذکر شده که از مجموع آن ها به دست مى آید که این سخن ، اعتراض به خدا و عیب جویى بر آدمیان فرمان بردار خدایند که حتى فکر گناه و نافرمانى هم به ذهنشان خطور نمى کند، بلکهِنبوده است ، زیرا فرشتگان بندگان منظورشان کشف حقیقت واطاع از حکمت این آفرینش بوده است . البته این سؤ ال پیش مى آید که چرا براى کشف حقیقت گفتند: مى خواهى کسى را در زمین قرار دهى که فساد کند و خون ها بریزد . آن ها از کجا مى دانستند که : نسل انسان در زمین فساد و خون ریزى مى کند؟ براى طرح این سؤ ال نیز چند علت ذکر شده است : . هنگامى که خداى بزرگ به آن ها خبر داد من در زمین جانشینى قرار مى دهم . فرشتگان که مطلع شدند انسان ۱ برخورد و داراى جهات محدود و پر از مزاحمتِب از غضب و شهوت ، و دنیا هم دنیاىّى و مرکّموجودى است زمینى ، ماد به فساد و خون ریزىّاست ، پى بردند که ادامه حیات براى چنین موجودى و زندگى او با افراد دیگر، خواه ناخواه منجر خواهد شد. یان یا آدمیان روى زمین زندگى مى کردند که آن ها به افساد، خون ریزى و جنگ باّ. پیش از خلقت آدم ، افراد دیگرى از جن ۲ یکدیگر اقدام کردند در نتیجه منقرض گشتند، یا فرشتگان الهى ماءمور شدند تا به زمین آمده و آن ها را نابود کنند و حتى بعضى معتقدند شیطان فرشتگان الهى ماءمور شدند تا به زمین آمده و آن ها را نابود کنند و حتى بعضى معتقدند شیطان نیز از آن ها بود که پس از انقراض ایشان ، فرشتگان او را به آسمان برده و میان خود جاى دادند. فرشتگان به سبب سابقه اى که از فساد و خون ریزى افراد ماقبل آفرینش انسان داشتند، به صورت اعتراض یا سؤ ال به درگاه پروردگار زبان گشودند و ت نیز شواهدى در روایات وجود دارد.ّبراى این عل . . خداى سبحان وقتى که فرشتگان را از اراده خویش آگاه ساخت و به آنان فرمود: من در زمین جانشینى قرار مى دهم ۳ فرشتگان پرسیدند: این جانشین کیست و رفتارش چگونه است ؟ خداى تعالى ضمن معرفى او، آن ها را از افساد و خون ریزى هایى که در روى زمین مى کند باخبر ساخت ؛ در این وقت بود که فرشتگان گفتند: اتجعل فیها من یفسد فیها…. . ممکن است روى هیچ سابقه اى این حرف را نزده باشند، بلکه مى خواستند تا مقام خلیفه اللهى و جانشینى حق را در۴ روى زمین به خود اختصاص دهند از این رو به دنبال آن گفتند: و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک ؛ وما پیوسته تو را تسبیح گفته و به پاکى مى ستاییم . در هرحال سؤ ال آن ها گذشته از این که جنبه نافرمانى و ایراد نداشت ، بلکه شاید از روى عشق و عاقه اى بود که به حق تعالى داشتند و مى خواستند تا به هروسیله اى شده جلوى نافرمانى و گناه را بگیرند، و مانع آفرینش موجودى شوند مخالفت با خداى بزرگ را برافراشته و درصدد طغیان و سرکشى برآید، و شاید این هم که گفتند: و نحن ِمَلَکه در زمین ع نسبح بحمدک و نقدس لک … یعنى ، خدایا! هر چه تسبیح و تقدیس بخواهى ما انجام مى دهیم و نیازى نیست تا موجودى دیگر را به این منظور خلق کنى ، چون ممکن است این موجود به فساد و خون ریزى دست بزند. اما خبر نداشتند که آغاز نافرمانى خدا از میان خود آن ها شروع خواهد شد و در بین آن ها فردى چون عزازیل – که بعدا به ابلیس موسو گردید وجود دارد که غریزه خودخواهى و تکبر او را به نافرمانى از خدا وادار خواهد نمود. به همین دلیل بسیارى از مفسران احتمال ى اعلم ما اتعلمون ؛ من به چیزى آگاهم که شما نمى دانید این بود ّ داده اند که معناى این که خدا در پاسخشان فرمود: ان که شما از ضمیر افراد ریاکارى مثل ابلیس که میان شما زندگى کرده و بهترین عبادت ها را انجام مى دهى خبر ندارید و نمى دانید که ابلیس فردى متکبر، حسود و خودبین است و و همین تکبر و خودبینى او را به نافرمانى و رانده شدن از درگاه من وادار مى کند و آن چه را در باطن دارد ظاهر و آشکار مى سازد.